محمد تقي جعفري

126

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

[ رها شده به حال خود ] از راه حقّ متجاوزو بدون رهبرى كه دليل راه است ، در حركت استاگر اين بندهء [ رها شده به حال خود ] به كشتكار دنيوى خوانده شود ، به كار مىافتد و اگر به كشتكار اخروى خوانده شود كسل و افسرده مىگرددگوئى آنچه كه براى آن عمل كرده است ( امور دنيوى ) ، براى او واجبو آنچه كه در آن سستى و كاهلى ورزيده است ( امور اخروى ) ، از او ساقط است آخر الزّمان ( و از جملهء اين خطبه است : ) و آن [ آخر الزّمان ] زمانيست كه نجات پيدا نمىكند در آن مگر هر مؤمنى كه گمنام زندگى مىكنداگر در ميان جمع حاضر باشد شناخته نشود و اگر غايب شود جستجويش نكنندآنان هستند چراغهاى هدايتو علامت راهنما براى حركت در شب [ بسوى هدفهاى الهى ] آنان نه در ميان مردم براى افساد و بهم زدن آنان به حركت مىافتندو نه فاش كنندهء منكراتى هستند كه از مردم بروز مىكند و نه احمقانى هستند كه سخنان لغو بگويندآنان كسانى هستند كه خداوند درهاى رحمت خود را به روى آنان بازو شدّت عذاب خود را از آنان مرتفع مىنمايداى مردم ، زمانى براى شما فرا مىرسد كه اسلام در آن برگردانده مىشود ، همان گونه كه ظرف با محتوياتش برگردانيده مىشوداى مردم ، خداوند شما را بر كنار فرموده از آنكه بشما ظلم كندولى شما را از آنكه مبتلا و آزمايش كند دور نساخته استو خداوند [ بزرگترين گوينده ] فرموده است : « در اين امر آياتى است و ما آزمايش كننده‌ايم . »